السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الرضا ( ع ) 25
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
از اعصاب اشاره مىكند ، كه ذاتا آن عصبها به خود دستور مىدهند بنام ( اعصاب خودكار ) و تشريح مىكند كه : اين اعصاب تسلط كامل با مفاد داخلى بدن مانند ( رگهاى خون ، و گردش خون ) بطور خاص دارند و به تعبيه دستگاهها بطور عموم تسلط دارند . و باز هم توضيح مىدهد كه بعضى از آثار خارجى مانند ( غم ، شادى ، ) كه در چهره آدمى بوجود مىآيد ، مثل ( سرخ شدن رو ، يا نشستن عرق بر جبين و صورت ) علتش همان باز و بسته شدن رگهاى موئى خون ، مىباشد كه بوسيله همان عصبهاى سمپاتى اين آثار ظاهر مىشود . و اين عصبها در نقاط مختلف بدن پراكنده هستند كه بعضى از آنها در پشت ( قلوهها ) و ديگرى در قسمت جلوى پرده ( امعاء ) قرار گرفتهاند . حضرت پس از بيان آن اعصاب مىفرمايد ( منشأ غم در كبد ، و منشأ شادى در كليههاست ) . مبحث فيزيولوژى اين رساله ، با جوابهايى كه حضرت رضا ( ع ) به ضباع بن نصر هندى و عمران صائبى در محضر مامون مىدهد خاتمه پيدا مىكند . هنگامى كه عمران از حضرت سئوال مىكند ( آيا خود چشم تركيب دهنده اشياء است يا اينكه روح ، خصوصيات اشياء ديده شده را درك مىكند ؟ ) حضرت جواب مىدهد ( چشم چربى مخلوط از سفيد و سياهى است ، رؤيت ( يعنى تشخيص اشياء ) ديده شده مال روح است باز هم وقتى ( ضباع ) از حضرت سئوال مىكند هنگامى كه چشم كور مىشود با اينكه روح هست پس چرا نمىبيند ؟ حضرت مىفرمايد : در اين هنگام روح مانند خورشيدى است كه جلويش را ابرى تاريك گرفته باشد ؟ هر دو مىپرسند : روح كجا مىرود ؟ حضرت جواب مىدهد : وقتى كه پنجرهها بسته شود ، نورى كه از آنها داخل مىشد كجا مىرود ؟